استفاده از بازاریابی عصبی برای افزایش فروش

استفاده از بازاریابی عصبی برای افزایش فروش

بازاریابی عصبی علمی است که به عملکرد مغز و ارتباط آن با تصمیم های خرید می پردازد بسیاری از افراد این علم را فقط موضوعی جذاب و تئوری می دانند اما باید بدانید که امروزه بازاریابی عصبی مورد استقبال فراوانی قرار گرفته است، کسب و کارهای بزرگ بودجه های کلانی را برای طراحی سیستم های نظرسنجی اختصاص می دهند، سپس بر مبنای اطلاعات جمع آوری شده از مخاطبان اقدام به تولید محصول می کنند اما باز در پی یک اتفاق عجیب همان مخاطبانی که خودشان در نظر سنجی معیار های یک محصول ایده آل را مشخص کرده بودند حاضر نیستند که محصول تولید شده را بخرند.

طبق کتاب معروف نقطه واژگونی بسیاری از افراد در هنگام نظرسنجی در ارتباط با قهوه دلخواهشان قهوه تلخ و غلیظ را انتخاب می کنند اما همان آدم ها زمانی به کافی شاپ می روند قهوه خود را کاملا شیرین انتخاب می کنند! بنابراین نمی توان همیشه به حرف های مشتری ها اعتماد کرد چرا که گاها آن ها در مورد محصول نظراتی می دهند که با خرید هایی که خودشان انجام می دهد متناقض اشت.

مغز انسان از چند بخش اصلی تشکیل شده است؟

مغز انسان ها از سه بخش اصلی تشکیل شده است که مغز جدید ، مغز میانی و مغز قدیم نام دارند، کار مغز جدید انجام کارهای تحلیلی و پیچیده است و کارها و تصمیمات منطقی، آموزش و کارهای ارادی انسان با فرماندهی این بخش انجام می شود.

مغز میانی بیشتر با احساسات و حافظه درگیر است و مغز قدیم مسئولیت فعالیت های اصلی برای بقا و زنده ماندن را دارد، به عنوان مثال وقتی تشنه می شویم مغز دستور می دهد که به این مورد رسیدگی شود و همچنین فعالیت هایی مانند نفس کشیدن و غیره که برای بقا ضرروی هستند توسط مغز قدیم مدیریت می شود.

نکته قابل توجه این است که بیشتر تصمیمات غیر ارادی نیز توسط همین مغز قدیم گرفته می شود و همینطور بعضی از دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که تصمیمات خرید نیز توسط همین بخش مغز یعنی مغز قدیم انجام می شود پس اگر سعی کنیم که با عملکرد این بخش از مغز بیشتر آشنا شویم می توانیم که از تاثیر بازاریابی عصبی در افزایش فروش خود استفاده کنیم.

حال شاید این سوال برایتان پیش آمده باشد که چرا افراد ادعا می کنند که قهوه تلخ و غلیظ دوست دارند اما قهوه شیرین سفارش می دهند؟ دلیل آن این است که مغز جدید معمولا در هنگام موجه شدن با سوال سعی می کند که بهترین و منطقی ترین پاسخ را بدهد اما در زمان عمل مغز قدیم تاثیر بیشتری بر انتخاب ما خواهد گذاشت.

چگونه می توان به مغز آدم ها وارد شد؟

ورود به دهن آدم ها برای بازاریابی عصبی و افزایش فروش

اینکه مردم نیازهای واقعی خود را به زبان نمی آورند و نمی توان به گفته های آن ها اعتماد کرد پس راه حل این مشکل چیست؟  در چندین سال اخیر یک دستگاه به نام FMRI ساخته شده است که انواع کوچکی نیز دارد که بر روی سر انسان نصب می شود و قابلیت عکس برداری از عکس انسان را نیز دارد و پس از آن دانشمندان و بازاریابان می توانند با بررسی عکس های گرفته شده از عکس مغز افرادی که در حال تصمیم گیری خرید هستند به دیدگاه موثق تری برسند.

به بیان ساده تر زمانی که قسمت خاصی از مغز انسان تحریک می شود معمولا خون به همراه اکسیژن بیشتری به آن بخش مغر منتقل می شود بنابراین این دستگاه با عکسی که از مغز در آن زمان خاص می گیرد می تواند نقاط تحریک شده را بهتر شناسایی کند.

بررسی برخی از الگوهای مختلف مغز در زمان های مختلف نتایج جالبی به همراه داشته است به عنوان مثال از مغز انسان در حال پرداخت در زمان خرید عکس گرفته شده و با الگوهای دیگر مقایسه شده که شباهت بسیاری با عکس مغز در زمان تحمل درد است! پس از آن می توان فهمید که در زمان پرداخت پول در ذهن مشتری بخش درد تحریک می شود و پرداخت پول برای مشتری معمولا دردناک است حتی اگر مشتری آن را به زبان نیاورد پس می توان از این اطلاعات در بازاریابی عصبی و فروش بیشتر بهره برد.

حال که پی بردیم که مغز قدیم بیشتر به احساسات واقعی افراد وابسته است پس به نکاتی در باره این بخش مغز می پردازیم.

مغز قدیم با احساسات تحریک می شود!

بازاریابی عصبی و افزایش فروش با تحریک احساسات

اغلب تصمیمات افراد بر اساس احساسات گرفته می شود و در نهایت با منطق توجیه می شوند، این جمله را ممکن است در بسیاری از کتاب های بازاریابی دیده باشید اما در عمل احساسات افراد تحت تاثیر چه چیزهایی هستند؟ یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار اطلاعاتی است که توسط حواس پنج گانه ما وارد مغز می شود و معمولا شرکت های بزرگ سعی می کنند که حواس مختلف اشخاص را در محصول و بازاریابی خود در نظر بگیرند مثلا حتی شرکت اپل بر روی بسته بندی محصولات خود کار می کند که بازکردن بسته محصول احساس خوشایندی برای مشتریان بگذارد.

آزمایشات مختلف نشان داده است که پخش موسیقی های خاص و رایحه های مختلف می تواند بر افزایش یا کاهش فروش محصولات موثر باشد به عنوان مثال یک لباس فروشی توانسته بود تنها با استفاده از بوی وانیل در فروشگاه فروش محصولات خود را دو برابر کند.

در نهایت باید گفت که هر عاملی که باعث ایجاد حس بهر در مشتری شود می تواند فرایند تصمیم گیری برای خرید را ساده تر کند.

هدف مغز قدیم بدست آوردن آسایش و لذت و دوری از درد و ناراحتی است.

با توجه به این ویژگی خدادادی مغر ما باید از آن در بازاریابی عصبی استفاده کنیم به این صورت که تنها پرداختن به محصول و دلایل منطقی کافی نیست و باید به مشتریان نشان دهیم که محصولات و خدمات ما چگونه درد و ناراحتی را از آن ها دور می کند و باعث آسایش آن ها می شود.

برای بازاریابی عصبی و افزایش فروش از تصاویر استفاده کنید

مغز قدیم با تصاویر ارتباط برقرار می کند.

اکثر اطلاعاتی که به مغز آدم ها منتقل می شود از طریق دیدن است، بنابراین تصاویر در بازاریابی اهمیت فراوانی دارند اما بیشتر در بازاریابی بر واژگان تمرکز می کنیم در حال یکه کلمات با مغز جدید ما تحلیل می شوند اما تصاویر با مغز قدیم ارتباط برقرار می کنند، به عنوان مثال شاید ساعت ها از محصولی صحبت کنیم و مشتریان به بعضی از آن ها توجه نکنند اما استفاده از تصویر تاثیر بیشتری روی آن ها خواهد گذاشت چرا که تصاویر می توانند توجه مغز قدیم را به خود جلب کنند.

بنابراین با اهمیت به همین موضوعات که در قالب بازاریابی عصبی شناخته شده هستند خواهید توانست فروش خود را افزایش دهید و کسب و کار خود را رونق بیشتری دهید.

 

به آموختن ادامه دهید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *