رویاهای خود را به واقعیت تبدیل کنید

تبدیل رویا به واقعیت

تبدیل رویا به واقعیت : همه افراد در زندگی خود به دنبال هدفی هستند که شاید حتی در رویاهای خود به آن هدف ها فکر می کنند به عنوان مثال شاید بخواهید یک بازیگر درجه یک، یک دیر موفق یا فوتبالیست مشهور شوید یا حتی میلیاردر شوید و از خودتان یک کارآفرین موفق بسازید در هر صورت باید بدانید که مهم نیست و فرقی ندارد که هدف شما چیست و دستورالعمل برای همه آن ها یکیست.

برای تبدیل رویاهای خود به واقعیت نیاز به یک سری اصول و  دستورالعمل های خاص دارید که آن ها را به کار ببرید تا در مسیر تبدیل رویاهای خود به واقعیت قدم بگذارید.

۷ دستورالعمل برای تبدیل رویا به واقعیت

 

برای تبدیل رویا به واقعیت مسئولیت زندگی خودتان را به عهده بگیرید

دستورالعمل اول: مسئولیت زندگی خودتان را به عهده بگیرید

یکی از چالش برانگیزترین اصول موفقیت برای بسیاری از افراد که آن را قبول کنند این است: مسئولیت‌ زندگی خود را صد درصد بر عهده بگیرید،اگر هدف‌تان ایجاد باورهای تقویت‌کننده در زندگی می‌باشد باور من مسئول هستم همیشه باور قوی‌تری است بنابراین اگر بخواهید دائم به دنبال مقصر برای مسائل زندگی خود باشید نه تنها چیزی عوض نمی شود بلکه آرامش, عمر و زمان با ارزش خود را هم از دست می دهید پس برای رسیدن به بالاترین رشد شخصی و هدف در زندگی خود چاره ای جز پذیرش مسئولیت ندارید.

برای مسئولیت پذیری می توانید از راهکارهای زیر بهره ببرید.
  • بهانه ها را کنار بگذارید.
  • خود را قربانی شرایط و محیط به حساب نیاورید.
  • دنبال دلیل نباشید که چرا تا حالا موفق نشده اید و چرا الان نمی توانید موفق شوید.
  • عوامل و شرایط بیرونی را سرزنش نکنید و تقصیر را به گردن دیگران نیندازید.
  • قبول کنید که از قدرتی برخوردار هستید که می توانید نتایج را به نفع خود عوض کنید.
  • مسئولیت آنچه تصمیم می گیرید را به عهده گرفته و کار درست را انجام دهید.
  • گذشته،  گذشته است؛ به آینده فکر کنید، برای رسیدن به موفقیت مهم این است که از این لحظه به بعد چه می کنید.

 

برای تبدیل رویا با واقعیت علت حضور خود را بدانید

دستورالعمل دوم برای تبدیل رویا با واقعیت : علت حضور خود را بدانید

همه ما برای هدف خاصی پا به این دنیا گذاشته ایم، بنابراین پی بردن این هدف مهمترین کاری است که افراد موفق انجام می دهند آن ها برای فهمیدن و درک علت حضور خود در این دنیا تلاش می کنند و پس از پی بردن به آن، هدف را با شور و اشتیاق دنبال می کنند.

یک زندگی هدفمتند بدان معنی است که هر آن چه که دوست دارید را انجام دهید یا آنچه که در آن مهارت دارید را بیابید و درنهایت آنچه را که برایتان ارزشمند است بدست آورید چراکه با هدف، همه چیز زندگی در جای درست و صحیح خودش قرار خواهد گرفت.

پس از درک هدف خود همیشه تلاش کنید تا از هدف خود دور نشوید و هر روزه آن را با خود مرور کنید حتی در صورت امکان تصاویری که یادآور هدفتان است را چاپ کنید و در جلوی چشمتان قراردهید ، درنهایت باید برای هدف خود همیشه وقت بگذارید، و تنها دانستن هدف و فکر کردن به آن کافی نیست و باید در جهت رسیدن به آن هدف تمام تلاش خود را به کار ببرید.

 

دستورالعمل سوم: برای تبدیل رویا به واقعیت خواسته های واقعی خود را در نظر بگیرید.

همیشه سعی کنید که خواسته ها و ترجیحات فردی خود را چه کوچک چه بزرگ بشناسید، شاید آن ها برای دیگران کم اهمیت باشند اما مهم این است که برای خودتان کم اهمیت نباشند، برای این منظور هر زمان که با انتخابی روبه رو شدید هرچقدر هم کوچک بود برای آن وقت بگذارید و ببینید که ترجیح درونی و قلبی تان چیست.

اینکه خواسته ها و ترجیحات خود را نشناسید و یا حتی تمایلات و خواسته های دیگران را به خود ترجیح دادن تنها یک عادت اشتباه است.

از محدود کردن رویاهایتان دست بردارید و هرگز فراموش نکنید اگر رویایتان شمارا نمی ترساند پس به اندازه کافی بزرگ نیست.

برای تبدیل رویا به واقعیت قدرت باورها را دست کم نگیرید

دستورالعمل چهارم: برای تبدیل رویا به واقعیت قدرت باورها را دست کم نگیرید

ذهن ابزار بسیار قدرتمندی است که با آن می توانید عملا هرچیزی که بخواهید را بدست آورید، درواقع هر آنچه ذهن بتواند تصور کند دست یافتنی است.

دیر یا زود تنها کسانی پیروز خواهند شد که باور دارند پیروز می شوند.

باورهای ما می توانند به ما نیرو دهند و یا دست و پای ما را ببندند و اجازه ندهند که به اهدافمان حتی فکر کنیم.

باورهایی که ما را اسیر می کنند ، باورهای محدود کننده نام دارند. این باورها روی سه محور می چرخند:

باورهایی که از نا امیدی سرچشمه می گیرند

کسی که این باور در وجود او شکل گرفته است، باور دارد که هدفش غیر قابل دستیابی است و از اینکه بتواند به هدفش برسد نا امید است. از نظر او هیچ کس نمی تواند به هدف انتخابی او برسد. در این نوع باور، فرد برای رسیدن به هدفش اصلا اقدامی نمی کند.

ناتوانی

باوری که فرد دارد باوری است قابل دسترس و دیگران هم قبلا به هدفی مانند هدف او رسیده اند، ولی او در ذهن خود باور دارد که توانایی رسیدن به هدفش را ندارد.

بی ارزشی

از نظر شخص، هدف او قابل دستیابی است. او در خود این توان را می بیند که به هدفش برسد ولی باوری که او دارد این است که خود را بی ارزش تر از آن می داند که به این هدف برسد. یعنی هدف را خیلی والاتر می بیند و شخصیت خود را برای رسیدن به جایگاه هدفش بی ارزش می داند.

 

دستورالعمل پنجم برای تبدیل رویا به واقعیت: رویاهایتان را به هدف تبدیل کنید

دستورالعمل پنجم: رویاهایتان را به هدف تبدیل کنید

پس از اینکه رویا خواسته خود را در زندگی درک کردید وقت آن است که آن رویای خود را به یک هدف تبدیل کنید، درنظر داشته باشید که اهداف مبهم نتایج مبهمی در پی خواهند داشت، بنابراین سعی کنید که جزییات هدف خود را شفاف تر بیان کنید و همچنین هدفتان باید هر روز به هر طریقی که می توانید در جلوی چشمتان قراردهید.

مدام هدف مان را روی کاغذ نوشته و آن را هر روز، برای خودمان تکرار کنیم.

اما چرا باید هدف را بنویسم؟

دلایلی برای این کار وجود دارند :

  • حافظه آدمی خیانتکار است و سریع همه چیز یادش می رود؛ یا دست کم در مهمترین لحظه ها، چیزهایی را که لازم داریم، یادش می رود. با نوشتن، هدف ها و طرح های زندگی مان را به بند می کشیم.
  • ما هر لحظه، فکرهای زیادی را از ذهن مان می گذرانیم. اگر همه چیز را به حافظه بسپاریم، هدفی که در نظر گرفته ایم، زیر این خروارها فکر سرگردان، دفن خواهد شد و اثری از ان برجا نخواهد ماند.
  • نوشتن یکی از متمرکزترین فعالیت های آدمی است. وقتی که می نویسیم، نمی توانیم به چیز دیگری فکر کنیم. وقتی هدف مان را می نویسیم، نمی توانیم به چیزی غیر از هدف مان فکر کنیم؛ به همین راحتی. انگار که این هدف حک می شود توی ذهن و روح و روان مان.
  • با نوشتن هدف و پیگیری آن، همه چیز سنجش پذیرتر می شود. چیزی هم که سنجش پذیرتر بشود، سرعت رسیدن به آن بسیار بالاتر می رود.
  • و …

به قول آنتونی رابینز، ما از قدرت جادویی تصمیم های محکم و راسخ برخورداریم. هر لحظه می توانیم تصمیمی بگیریم و زندگی مان را عوض کنیم، چنین قدرتی در نزد ما هست و درون ما وجود دارد… اما یک وقتی هست که شما تصمیم میگیرید و این تصمیم :

  • درست مثل نوشتن روی سیمان می ماند؛ که همیشه ماندگار است و مانا.
  • درست مثل نوشتن روی شن ها و ماسه ها می ماند؛ با تک نسیمی و بادی، از میان می رود.

شما اگر بتوانید تصمیم هایی از نوع اول داشته باشید، به راحتی می توانید زندگی تان را تغییر بدهید؛ آن هم تغییری از نوع دلخواه تان. در این مورد، بد نیست به چند نکته از برایان تریسی نیز اشارتی داشته باشیم :

  • می خواهید بازدهی شخصی بالا داشته باشید؟ باید همه چیز برایتان روشن باشد.
  • بعضی ها کارهایشان را بیشتر و سریع تر انجام می دهند. می دانید چرا؟ چون ابهام و تردیدی ندارند و همه چیز برایشان روشن است.
  • برای موفقیت، یاد بگیرید که روی کاغذ فکر کنید.
  • فقط سه درصد افراد بزرگسال، هدف ها و خواسته های خودشان را روشن کرده و می نویسند. در نتیجه این سه درصد، پنج تا ده برابر افراد دیگری که ذهن شان در این زمینه روشن نیست، بهتر عمل می کنند.
  • هدف یا خواسته ای را که می نویسید، از ذهن شما بیرون آمده و یک چیز واقعی و ملموس می شود.
  • هدف و خواسته ای که نوشته نشده باشد، یک آرزو و خیال خام است. چیزی در آن نیست جز سردرگمی و ابهام و …

 

تبدیل رویا به واقعیت: هدف خود را به اجزای کوچک تر تقسیم کنید.

دستورالعمل ششم برای تبدیل رویا به واقعیت: هدف خود را به اجزای کوچک تر تقسیم کنید.

برای اینکه دچار سردرگمی نشوید و یکباره در برابر یک هدف بزرگ قرار نگیرید بهتر است که هدف خود را به اجرای کوچک و عملی تر تقسیم کنید و تلاش کنید که همیشه یک فهرست روزانه داشته باشید و برای انجام اهداف جزئئ خود برنامه ریزی داشته باشید.

خیلی ها تصمیم می گیرند هدف بزرگی انتخاب نکند یا اینکه اصلا هیچ هدفی انتخاب نکنند تا دچار این شک ها، تردیدها و ترس ها نشوند ولی این درست نیست نباید شما جزو این افراد باشید، بنابراین هدفتان را کوچک نکنید بلکه بهترین کار این است که هدف بزرگ را انتخاب کنید، همان هدف بزرگی که دوست دارید به آن برسید سپس آن هدف بزرگ را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید. زیرا نیرویی که در اهداف بزرگ است در اهداف کوچک نیست.

در این حالت می دانید هدفتان بزرگ است ولی برای اینکه بتوانید راحت تر به آن برسید، هدفتان را به قطعات کوچکتر تقسیم کرده اید، در این حالت می دانید که می توانید سرعت دستیابی به هدف تان را بیشتر کنید و به هدف بزرگتان برسید و این به شما نیرو و انگیزه می دهد ولی اگر از همان ابتدا بترسید و هدف کوچکی برای خود انتخاب کنید نیرو و انگیزه کافی برای رسیدن به آن و حتی اهداف بزرگتر را نخواهید داشت.

مثلا اگر کسی دوست دارد در دوی ماراتن شرکت کند ولی می ترسد، به جای اینکه به کلی قید آن را بزند بهتر است آن را به عنوان هدف اصلی انتخاب کند و سپس آن را به قطعات یک کیلومتری تقسیم کند یعنی هدف اولش یک کیلومتر دویدن باشد وقتی به آن رسید، هدف دوم ۲ کیلومتر باشد و همینطور تا به هدف اصلی و نهایی خود برسد.

 

برای تبدیل رویا به واقعیت اول شروع کنید !

دستورالعمل هفتم: شروع کنید!

این گام خیلی بیشتر از آن چه که فکرش را بکنید مهم است. واقعیت این است که به محض اینکه آماده شوید تا به سوی هدفتان قدم بردارید قسمت‌هایی از ذهن شروع به فعالیت می‌کنند که دیتابیس آن‌ها پر است از نصایح و حرف و حدیث‌های اشتباهی که از زمان کودکی ما به جای مانده‌اند، بنابراین هنر رفتار با موانع در هنگام تلاش برای رسیدن به هدف خود را یاد بگیرید و تنها بر روی انجام اهداف خود متمرکز شوید.

به آموختن ادامه دهید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *